خرید بک لینک
نوشته های شهرام بی باک شرحی بر سریال سالهای دور از خانه این شرح را به مناسبت باز پخش دوباره سریال سال‌های دور از خانه از شبکه تماشا می نویسم و به یاد گذشته ای نه چندان دور که دیدنش همراه با ترس از موشک و عشقی خاص به دیدن سریال سر ساعت پخش همه رو بروی تلوزیون می‌نشستیم. این شرح را با حس نوستالوژیک خاص که در قالب کلمه نمیگنجد می نویسم. برای من اصلا حرفهایی که در مورد سریال می زنند و همه جا حرف از این است که اوشین شخصیت اصلی داستان، کارگر جنسی بوده و... مهم نیست و با عشق آن ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آیلین صمیمی تاريخ: دوشنبه 13 مهر 1405 ساعت: 6:10

هارون یحیی نویسنده ترک با ۳۰۰ عنوان کتاب، کتابی در مورد اسرار فراماسونری نوشته که واقعا خواندی است. اما آنچه مهم و قابل تأمل است این که به جرم مفاسدی زیاد از جمله فساد اقتصادی تجاوز و تشکیل گروهی منحرف و فراماسونر بودن و...البته مهمترین جرم آن ادعای امام زمان بودن آن است. محکوم به ۸ هزار و خورده ای سال حبس شده که از اعدام بدتر است. در این کتاب از اسناد مهم و محرمانه مجلات فراماسونها، آیات قرآن کریم و تأویل های بجا و سنجیده که نشان از مذهبی بودن نویسنده است استفاده کرده. کتاب دیگری که من از این نادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آیلین صمیمی تاريخ: دوشنبه 13 مهر 1405 ساعت: 6:10

نوشته های شهرام بی باک سال جديد و آرزوهای به‌روز یا مقلب القلوب دوستی می‌گفت همه چیز یعنی کاسبی، کاسبی هم یعنی زندگی. خدا به هرکس که به دنیا میاد ی سرمایه میده میگن برو زندگی کن. اما این سرمایه رو مشخص نمی‌کنه. ما آخرش رو میگیریم سی وشش هزار و پانصد، این عدد در روز جاری عددی نیست و تقریبا پول یک کیلو گندم. حالا این عدد رو به روز تبدیل کنی میشه صد سال که خیلی کم نهایت ۱ درصد از ما ازش رد میشیم. حالا با این سی و شش هزار و پانصد روز چی کردیم؟ و چی گیر آوردیم و چی در عوضش دادادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آیلین صمیمی تاريخ: دوشنبه 13 مهر 1405 ساعت: 6:10

نوشته های شهرام بی باک یاد باد یاد ایام اولین روزی که این وبلاگ رو با کمک دوستم ساختم هدفم جایی بود برای به اشتراک گذاشتن داستان کوتاهام تا من هم شناخته بشم و به قولی دیده بشم اون موقع سودای نوبل ادبیات داشتم. البته الانم دارم ارزو که بر جوانان عیب نیست؛ اما خوب روزگار و تنبلی و هزار و یک دلیل نگذاشت که بشه و نشد. از آرزو بگذریم. چند وقت داستان می‌گذاشتم نمیدونم چی شد کانادا یا چی همه رو پاک کرد. بعد خاطرات شد. ی دفترچه خاطرات که... از این هم بگذريم. داستان در روز جاری یاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آیلین صمیمی تاريخ: دوشنبه 13 مهر 1405 ساعت: 6:10

نوشته های شهرام بی باک جنگ تا اخرین خون من اصلا از مسائل سیاسی نه سر در میارم نه دوست دارم که سیاسی باشم اما واقعا داستان جنگ و حمله به خاک چیز دیگه است. سرنوشت کشورهای مسامحه کار همسایه یک محور رو مشخص میکنه. تا در زمان حاضر هر چقدر اجازه دادیم بخاطر هسته‌ای بودن به ما فشار بیارن و ظلم کنن. دیگه قابل قبول نیست و از مسولین کشور عاجزانه درخواست اشد مجازات دارم. ننوشتن از این محور خیانت به خودم بود. با این چکیده حالا نوبت اصل محور تاریخ درسی برای آیندگان و حتمن هر چیز رو ماادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آیلین صمیمی تاريخ: دوشنبه 13 مهر 1405 ساعت: 6:10

نوشته های شهرام بی باک جنگ تا اخرین قطره خون ۲ بسم رب شهدا و الصدیقیندوره ابتدایی بهترین و قشنگ ترین جمله آغازین برای انشاها و متن های خاص بود. درست همون زمان که تو سر هر کوچه و خیابان و فلکه و... یا پلاکاردهای شهادتت مبارک بود یا حجله های جوانان ناکام و... و اما بعد مطالعه تاریخ فقط مربوط به این نمیشه که از افتخاراتش حرف بزنیم و فقط هخامنشیان رو جزو تاریخ حساب کنیم. باید از سلسله های مختلف تاریخی همون دوره هایی که بعد از به انتها رسیدنش تا به قدرت رسیدن سلسله بعدی هرج و ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آیلین صمیمی تاريخ: دوشنبه 13 مهر 1405 ساعت: 6:10

نوشته های شهرام بی باک محرم ماه محرم از ماه های اسلامی است که همیشه تمام مسلمانان جهان تا ابد آن را با واقعه کربلا و روزهای تاسوعا و عاشورا خواهند شناخت. یک واقعه مذهبی همراه با مراسمات مذهبی خاص خودش که در طول تاریخ حداقل در ایران ما باقی مانده البته که کم و زیاد شدن این مراسمات بنا بر مقتضیات زمان دستخوش اصلاحات بوده اما این تحولات در اصل ماجرا و عزاداری برای سرور و سالار شهیدان حسین بن علی و یاران و اهل بیت شریفش هیچ اثری نداشته. هنوز بعد از حدود ۱۵ قرن یک هفته مانده بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آیلین صمیمی تاريخ: دوشنبه 13 مهر 1405 ساعت: 6:10

نوشته های شهرام بی باک نگاهی بر سریال کره ای خانواده به‌روز این سریال کره ای واقعا به قدری نکات آموزشی دارد که از آن می توان به عنوان یک واحد درسی اخلاقی استفاده کرد. این سریال داستان یک کودک است که توسط زن عموی خود از خانواده جدا می‌شود و بعد از دکتر شدن و تاهل به دامن خانواده حقیقی خود باز می‌گردد. در این سریال فمینیستی زنها حرف اول را می‌زنند و از هر نوع خاص زنها دیده می‌شود. مادری فداکار. مادر خانواده که برای گم شدن تنها پسرش سختیها میکشد. زن سختکوش، عروس خانواده که تادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آیلین صمیمی تاريخ: دوشنبه 13 مهر 1405 ساعت: 6:10

نوشته های شهرام بی باک چه کنیم ؟ من نه از سیاست سر در میارم نه می خوام که واردش بشم. اما از ۱۸ و ۱۹ دی به بعد دیگه نه میشه زندگی کرد نه نمیشه زندگی نکرد. هر روز و هر ساعتم گزارش‌ها به‌روز از اعتراض و شورش و کشت و کشتار جووانهای مردم در میاد. که واقعا حرف نزدن در موردش ستم به وجدان خودمان است، از زمان درفش کاویانی تا در زمان حاضر تقدس پرچم تو این سرزمین همسنگ مادر بوده و حالا راحت میسوزاندش. و از صدر اسلام تا در روز جاری مقدس تر از قرآن چیزی در اسلام نیست که راحت.... ما چهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آیلین صمیمی تاريخ: دوشنبه 13 مهر 1405 ساعت: 6:10

حق ماندنی است و باطل رفتنی است. جمله فراموش شده در زندگی انسان الخصوص صاحبان مال و قدرت و سیاست. این جمله هیچ احتیاج به توضییح اضافی در مورد این جمله نیست عربی یا فارسی و یا لاتین این موضوع هم فرقی ندارد. با هر زبان و لهجه و مرام و روش هم که باشی، این جمله سر مشق زندگی باشد؛ هیچ اجحافی و اختلاس و ظلمی نخواهد بود. ذات سیاست یعنی هر کاری برای ماندن انجام دهی و وقتی قدرت هم داری نور الی نور است .... سیاست اسلامی هم وقتی کارساز است که هم در جامعه اسلامی باشد و هم شرایط جوامع اجازه دهد. با یک نگاه خیلی ساده و سطحی در اطرافمان میتوان دید صاحبان مال و منان چقدر برای مال اندوزی حریص اند. و یا کسانی که صاحب قدرتمند چطور ضعیفان را مورد ستم بیشتر قرار میدهند. و القصه سیاستمداران که دنیایشان با بقیه فرق دارد چون هم مال دارند و هم قدرت.. اما داستان نمرود واقعا باید سرمشق باشد مرگ با پشه. البته که مرگ برای همه هست و هیچ تفاوتی بین مظلوم و ظالم. سیاستمدار و عامی و تحصیل کرده و ... هم ندارد. متنم را با حدیثی از امام سجاد به پایان می رسانم که تمام حرفهای گفته و نگفته ام در آن است. بترس از آه مظلومی که بجز خدا یاوری ندارد. + نوشته شده در یکشنبه ششم خرداد ۱۴۰۳ ساعت 0:32 توسط شهرام بی باک  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آیلین صمیمی تاريخ: چهارشنبه 9 خرداد 1403 ساعت: 13:13

چند وقتی که وقت نکردم بنویسم، یعنی تو وبلاگم چیزی بنویسم. مشغول نوشتن چند تا مقاله و پایان نامه بودم. اما تا دفاع فرصتی هست تا از فوق لیسانس قبلیم ی چند خطی بنویسم تا یادم نره. روزگاری ک تو اوج شیرینی با غفلت و قدر ندونستن و شکری به هدر رفت. روزی که مادرم با زور از پله های دانشگاه مارلیک با هن و هن نفس هاش بالا آمد تا تو جلسه دفاع من شرکت کنه و...خلاصه که گذشت اون روزگار و حالا دیگه فقط یاد و خاطراتش مونده.هخامنشیان سلسله ای که تقریبا نصف دنیا رو زیر سلطه خود داشتن هم با اون همه عظمت و قدرت و... هم ی روزگاری بودن و بعد ... سلسله های قبلی و سلسله بعدی هم با قدرت و ضعف آمدن و رفتن؛ از تمام این آمدن و رفتن ها فقط ی سری اثرات بر حسب موقعیت شغل و مقام طرف بجا مونده، که ما میتونیم ببینیم و امروز بهش میگن گنج. البته وقتی با حساب و کتاب و علم باستان شناسی و.... لایه به لایه حفاری میشه و عکس می ندازن و اشیا به موزه برده میشه تا همه ببینن و در جریان باشن میگن آثار بجا مانده و... و وقتی برای غارت آثار انجام میشه میگن گنج و دفینه و دیگه معلوم نیست چ سرنوشتی برای اشیاء رقم میخوره و چ اتفاقی برای افرادی ک اون رو در میارن. این چیزا برای من مهم نیست. البته که باید برای خیلی ها مهم باشه و دغدغه، اما برای من اون فکری ک خود مرده یا اطرافیانش زمان دفن مرده داشتن. چرا وقتی میدونن یا حتی قبل از اون دیدن و تجربه دارن یکی از این دنیا میره و خاکش میکنن دیگه تموم شده و احتیاجی به کاسه و کوزه و طلا و جواهر و... نداره باز تو قبرش از این چیزا میزارن یا به ما ترک خود وصیت میکنن که این چیزا رو هم باهاش دفن کنن. چی شده که امروزه ما با این همه پیشرفت به این فکر نمیکنیم که بعدی هم وجود داره همین جور که ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آیلین صمیمی تاريخ: دوشنبه 11 دی 1402 ساعت: 15:28

بنام خداوندی که آفرید هر آن چه را که می شناسیم و آنچه را که نمی شناسیم. بعد از بار گرانی که خداوند بر گردن انسان نهاد. خورشید و ماه را آفرید تا شب و روزی در کار باشد. و خوبی و بدی، شر و خیر؛ حساب و کتابی و.... همه و همه را که می نگرم به هیچ جا نمیرسم در ادوار تاریخ هم هیچ جنگی را نابرابر تر از جنگ یزید و یزیدیان و روزگاری غم انگیزتر از محرم و عاشورا ندیدم. خلاصه این که خواستم خیلی کتابی و رسمی و علمی از محرم و عاشورا بنویسم، در توانم نبود. پس دلی می نویسم تا بماند به یادگار. باز آمد محرم، محرمی که با داربست و سیاهی و نوحه و عزا شروع و نرسیده به نیمه با اوج عاشورا و شام غریبان انگار به اتمام میرسد. اما باز سال بعد و سال بعد حدود هزار و چهارصد سال. چه رمزی دارد، چه حرفی دارد و چه رازی که ماندگار است و تمام ناشدنی، حتی زمانی که از طرف حکومت محکوم به پاک شدن بود، اما نشد و غلیظتر و شدیدتر وماندگارتر شد.. البته که دهه اول و دوم دارد فراز و فرود دارد، یک سال پر رنگ و یک سال کم رنگ دارد اما ماندگار است. هیچ دلیل عقلی نمی توان برای یک چنین پدیده عظیمی پیدا کرد و یا داد. جز دلی. این سوز دل از جگر یک مادر است. آه یک دختر ۳ ساله است، این خون به ناحق ریخته شده ۷۲ انسان پاک و بی گناه است که ماندگار است. وقتی داربست ها با سیاهی ها علم و کتل ها زنجیرها از خواب بیدار میشوند. صدای هل من ینصرونی از نینوا به گوش میرسد و این مای غافل هستیم که نمیشنویم. و اصل را نمیبینم جز فرع رادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آیلین صمیمی تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 12:46

بسم الله. این ک ما از نوع جانوران اجتماعی و پیشرفته ترین نوعشون هستیم موضوعی که از هر بچه ای بپرسی، بهت جواب میده. وقتی پای بحث و دیالکتیک و اگزیستانسیالیسم و مکاتب فلسفی جهان پیش میاد فقط مختص، به اصطلاح روشنفکرا و تحصیل کردهاست. اما هر جا که بحثی راجب دین و اسلام و... میشه همه نظر میدن. این مقدمه رو گفتم برای این ک ته ذهنتون بمونه تا شروع کنم.وقتی ما از رحم مادر پا به این دنیای فانی میگذاریم. اول گریه میکنیم و تا ۴۰ روز اول امیدواریم برگردیم به جای قبلی اما وقتی ملاجمان و قسمتهایی ک در آن دنیای درونی تکمیل نشده. اینجا رشد و تکمیل میشود درک میکنیم ک برگشت ممکن نیست و باید ساخت. پس اول شروع میکنیم به لجبازی. پرت کردن داد زدن گریه کردن غذا نخوردن پاره کردن جر دادن و... ولی باز هیچ . کم کم گرسنگی خستگی و بی حوصلگی بر ما چیره میشه و ما مجبوریم اطاعت کنیم و این شروع ماست. شروع بندگی و شروع قبول کردن و این قبول کردنها با فوت کردن تعداد بیشتر شمع تولد ما بیشتر و بیشتر میشه و ما به چیزایی ک قبلا براشون جنگیده و اما تسلیم شده بودیم و پذیرفته بودیم برامون میشه عادت. عادت به خوابیدن، خوردن، بیدار شدن، تلاش کردن و حتی خود زندگی کردن، هر چیزی و یا کاری ک ما الان انجام میدیم حتی نفس کشیدن ی عادت .پس برای این که عادت نشه راهی هست. عادت خوب یا بد بجنگیم یا نجنگیم. این سوالات خصوصی و فلسفه زندگی شخصی هر آدمی پس جوابشم خصوصی وهیچ کس نباید جوابش رو بده مگه بخواد طرفش رو نصیحت و یا زیر سلطه و... بگیره. ولی من از خودم میگم تو خود حدیث مجمل از این بخوان. اگه همین عادتها رو دسته بندی و اولویت بندی و خوب و بد و... نکنیم. زندگی جوری برات عادی میشه ک برای من عادی شده. روز با شب. پارادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آیلین صمیمی تاريخ: يکشنبه 7 اسفند 1401 ساعت: 15:32

هر روز که از عمرمان میگذرد، بیشتر میفهمیم، که دنیا فانی است.  البته که نباید فانی بودنش دلیل بر بی تحرکی و... باشد.با این مقدمه میخواهم به ادراکات جدیدی ک در دهه چهارم زندگی ای که در آن وارد شدم، بپردازم. بعد از آسمانی شدن مادرم، فهمیدم ستون خانواده یعنی والدین، یعنی اگر نبودند یا بد بودند یا فقط اسمشان بود چه توفیری میکرد با زمانی که بودند. شخصیت هر کس ورای تلاش و طرز تفکر و ثروت و... به والدینش بستگی دارد. والدینی ک تا زمانی که هستند قدرشان را نمی دانیم و یا زندگی شخصی و خانوادگی و کاری و... فرصتش را نمیدهد که درکشان کنیم و وقتی آسمانی شدند،..... و این تجربیات را من بعد از حدود ۴۰۰ روز بعد از خداحافظی غریبانه مادرم با پوست و استخوان و تمام سلولهایم درکشان کردم.زمانی ک مادرم بود قدرش را نشناختم و حالا ک دستش از دنیا کوتاه هست، هیچ کاری از دستم برنمی آید؛ با آسمانی شدنش فهمیدم:_هر آن چه را کلیشهای میدانستم حالا برایم کاربردی._هر چیزی را که اصرار بر آن داشت و من پشت گوش انداختم حالا میفهمم که چرا؟ و چیست؟_ هر درسی را که با خون دل به من آموخت و من یا یاد نگرفتم یا تجدید شدم، بدون او باید امتحان بدهم و دیگر کسی نیست که به من بیاموزد._ و.... هزار ویک چیز دیگر که دیگر گفتن و نوشتنش هیچ ثمری برایم ندارد جز آه و افسوس.خلاصه این که مادر ببخش و از گناهانم درگذر. بدان که تا زمانی که دوباره ببینمت شرمنده خواهم بود و کاری از دستم برنخواهد آمد  + نوشته شده در سه شنبه یازدهم مرداد ۱۴۰۱ ساعت 3:1 توسط شهرام بی باک  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آیلین صمیمی تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 17:04

این که سیاسی نیستم و از سیاست سر در نمیارم رو زیاد گفتم و نوشتم. اما با اتفاقاتي ک این روزها در حال افتادن برای جامعه است دیگه نمیشه گفت سیاسی نیستم یا ... امروزه دیگه هر کس به اندازه درکش از محیط و اتفاقاتي که افتاده سیاسی شده. وقتی سیاست پاش به دین باز شد و دین سیاسی ساخته شد، سیاست يکدفعه و بدون تعارف پرید تو سفره مردم. حالا همه جا از تغییر و.... حرف میزنن. حتی دیگه درگیری لفظی و فیزیکی نقل و نبات خانواده و محافل دوستانه هم شده. پیشگویی و آرزو و... برای تغییر از پیر زنان و پیرمردان تا نوجوانان و به قولی دهه ۸۰ ها کشیده شده. همان جامعه ای که چند ماه قبل در سلام فرمانده دهه ۹۰ خود را فرا میخواند، دهه شصتی های نسل سوخته ای که هیچ ندید جز کمبود و آرزو و خسران چه بر سر مملکتی که دهه چهل و پنجاهی آن یک تنه و با دست خالی به جنگ آخرین جنگ آورهای دنیا رفتند، همان جامعه ای که ۸ سال مردم هر روز با ترور بزرگان سیاسی و عامه مردم کوچه و بازار و کمبود مواد مورد نیاز روزانه و... پایبند به حجاب و عفت و اصول بودند. این از شکست در جنگ تحمیلی و نابرابر بدتر است، اما باید مراقب بود، بیدار بود، هشیار بود، تا ایران مثل کشورهای همسایه و یا خاورمیانه ای نشود. این ک چه شد و چه میشود و چه خواهد شد مهم است، اما نه آن قدر که چند صباح دیگر ما هم مثل دهه چهل و پنجاهی با حسرت از آن یاد کنیم. کاش سیاستمداران ما تاریخ میخواندند و از تاریخ درس میگرفتند و عبرت میگرفتند ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آیلین صمیمی تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 17:04

صفحه بندی