شب ششم محرم - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:27
با اجازه آقا امام حسینشب ششم شب حضرت قاسم است، با دوستانی که زیاد اهل هئیت و عزاداری نیستند قرار گذاشتیم برای رفتن به هئیت، امسال با هم یک هئیت ساده و بی ریا که واقعا برای عزاداری باشد برویم . اما انگ
عاشورا - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:27
خیلی چیزها و مسائل هستند که نوشتن در موردشان سخت ترین چیزهاست و سخت تر نوشتن از اعتقادات است. اما می شود نوشت. اما نوشتن از عاشورا چیز دیگری است. سالهای عمرم از بچه گی دهه اول حال و حوایم مثل بقیه ط
شرحی بر فیلم دل شکسته - تاریخ: 1397/10/10 ساعت: 2:06
  فیلم   دل   شکسته   با ژانر اجتماعی از فیلم های مورد علاقه من است که از زمان اکران تا به بارها آن را دیده ام و این بار به خاطر تکرار چندمین بار آن در یلدا تصمیم گرفتم چند سطری درمورد آن بنویسم. موضوع فیلم ک
شرحی بر فیلم زیر سقف دودی با دیدگاه موردی ازدواج موقت - تاریخ: 1397/9/16 ساعت: 22:36
شرحی, بر فیلم, زیرسقف دودی, با دیدگاه, موردی, ازدواج, موقت, باتبریک حلول ماه خدا، ماه بخشش و رحمت وماه زیبایی، ماه رمضان المعظم و درود به تمامی روزه دارن. این بار برخلاف مطالب قبلی¬ام، می¬خواهم ازموضوعی بنویس
امامزاده - تاریخ: 1396/9/5 ساعت: 8:00
امامزاده بوی توتون با بوی نم کاهگل خانه های ده مخلوط شده بودو هیچ کس تو کوچه ها دیده نمی شدوخبری از سرو صدای بچه های پا برهنه که مفشان همیشه رو لبشان خشکیده بود نبود فقط وزوز مگسها بود که روی نعش نیمه جان گاو تو طویله جشن گرفته بودند . صمد از پشت شیشه عینک ته استکانی اش به گاو خیره شده بود ویاور بی ...
خون - تاریخ: 1396/9/5 ساعت: 8:00
بسمه تعالی خون پدر روی سکوی بالکن نشسته بودو دندان غروچه های عصبی واخم تو صورتش خبر از سر درونش می داد خون تو صورتش دویده بود ،که من وارد شدم هنوز س سلام توی دهنم نچرخیده بود که گفت: -سلام وزهرمار پدرسگ بی شرف کدوم گوریی بودی . س سلام مثل روغن چرب اخر بشقاب تو دهنم ماسید وگفتم : -ب...بخدا جای بدی نب...
صبر مقدس ،صبر نامقدس - تاریخ: 1396/9/5 ساعت: 8:00
به نام خدا ولگرد نیستم کم کم انتظاربرایش سخت می شد ونمی توانست درجایش بماند، تا خواست دوری بزند با صدای جیغ وفریاد و سنگهایی که حواله اش شد مجبور شد سمتی بدود. مردم با دیدنش وحشت می کردند عده ای هم با کراهت از سر راهش کنار می رفتند. برای لحضه ای دردی عظیم تمام وجودش را فرا گرفت و گرمی خون پوزه اش را...
نیزار - تاریخ: 1396/9/5 ساعت: 8:00
به نام خدا عبدا لداد داشت آخرین پکهای تریاکش را میزد .صدای خش دار دورگه اش را که هنگام کشیدن وافور بهتر میشد تو گلوش انداخت وداد زد پس تو صاحب مرده بعداز اینهمه سال نمی دونی یه زهرماری جلو ما بزاری از خروسخون صبح تا سگخون شب زحمت بکش آخرشم.........با صدای لق زدن استکان انگار آب ریختی باشی رو آتیش صد...
عروسک - تاریخ: 1396/9/5 ساعت: 8:00
به نام خدا شورای پایین سفره پهن شد و کبابِ خروس ِ گل باقالی حسن گروس وسط سفره چشمک میزد واشتهای آدم و چن برابر می کرد .جامهای دوغ با اون عکسای ناصری روش ، ریحون های مهدی باغبون، مرباهای رنگارنگ و پلو خورشت های عالی . همه وهمه بهترینهای خوردنی ده بودند؛ حتی بهتر از عروسی من که اولین عروسی مجلل ده بود...
امام مظلوم - تاریخ: 1396/9/5 ساعت: 8:00
از وقتی که فهمیدم امام یعنی چی و چهارده معصوم رو تونستم نام ببرم همیشه فکر می کردم این بزرگواران چقدر مظلوم وغریب بودند، اونم تو سرزمین ومملکت خودشون برای همین حساب امام رضا رو جدا از بقیه می دونستم اما بعد از مدتی که گذشت نظرم تغییر پیدا کرد، این بار امام علی و مظلوم دونستم با اون سیلی ک به خانم فا...
دزد - تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 23:37
هوالقادر دزد پسرک با سرکچلش کنار دیوار خانه یاور گرمابی ایستاده بود وبا التماس به برادران یاور نگاه می کرد.کاکا رستم با قیافه داش مشتی اش روبروی او ایستاده بود وداشت با سیبیلهای بلندش بازی می کرد .یاور هم مثل همیشه ب
امامزاده - تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 7:37
امامزاده بوی توتون با بوی نم کاهگل خانه های ده مخلوط شده بودو هیچ کس تو کوچه ها دیده نمی شدوخبری از سرو صدای بچه های پا برهنه که مفشان همیشه رو لبشان خشکیده بود نبود فقط وزوز مگسها بود که روی نعش نیمه جان گاو تو طویله جشن گرفته بودند . صمد از پشت شیشه
خون - تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 7:37
بسمه تعالی خون پدر روی سکوی بالکن نشسته بودو دندان غروچه های عصبی واخم تو صورتش خبر از سر درونش می داد خون تو صورتش دویده بود ،که من وارد شدم هنوز س سلام توی دهنم نچرخیده بود که گفت: -سلام وزهرمار پدرسگ بی شرف کدوم
صبر مقدس ،صبر نامقدس - تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 7:37
به نام خدا ولگرد نیستم کم کم انتظاربرایش سخت می شد ونمی توانست درجایش بماند، تا خواست دوری بزند با صدای جیغ وفریاد و سنگهایی که حواله اش شد مجبور شد سمتی بدود. مردم با دیدنش وحشت می کردند عده ای هم با کراهت از سر راهش کنار می رفتند. برای لحضه ای دردی عظیم تمام وجودش را فر
امضاء - تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 7:37
بسم الله الرحمان الرحیم امضاء برف همه جا را سفید پوش کرده بود وتنها صدای سوختن چوب های تر توی شوینه می امد .همه منتطر حرکت خاصی از سیاه بودن اما سرباز سفید بی محابا حمله می کرد و گشتار عجیبی راه انداخته بود .رخ سیاه هم ا
نیزار - تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 7:37
به نام خدا عبدا لداد داشت آخرین پکهای تریاکش را میزد .صدای خش دار دورگه اش را که هنگام کشیدن وافور بهتر میشد تو گلوش انداخت وداد زد پس تو صاحب مرده بعداز اینهمه سال نمی دونی یه زهرماری جلو ما بزاری از خروسخون صبح تا سگخون شب زحمت بکش آخرشم.....
شورای پایین - تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 7:37
به نام خدا شورای پایین سفره پهن شد و کبابِ خروس ِ گل باقالی حسن گروس وسط سفره چشمک میزد واشتهای آدم و چن برابر می کرد .جامهای دوغ با اون عکسای ناصری روش ، ریحون های مهدی باغبون، مرباهای رنگارنگ و پلو خورشت های عالی . همه وهمه بهترینهای خوردنی ده بودند؛ حتی بهتر از عروسی من که اولین عروسی مجلل ده
عروسک - تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 7:37
به نام خدا شورای پایین سفره پهن شد و کبابِ خروس ِ گل باقالی حسن گروس وسط سفره چشمک میزد واشتهای آدم و چن برابر می کرد .جامهای دوغ با اون عکسای ناصری روش ، ریحون های مهدی باغبون، مرباهای رنگارنگ و پلو خورشت های عالی . همه وهمه بهترینهای خوردنی ده بودند؛ حتی بهتر از عروسی من که اولین عروسی مجلل ده
چهارمین سالگرد - تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 7:37
برای اولین بار می خوام خیلی راحت بنویسم .خودمونی،خودمونی.می خوام از تو پرده ولفافه نویسی از تو قالب شعر و داستان وروایت وابهام و تلمیح و..... خارج بشم و یک راست برم سر اصل موضوع می دونم سخت اما می خوام تجربه اش کنم . امروز چهارمین سالگرد جدایی نا خواسته من از خودمه .جدایی که خواستنش بامن نبود و جداش
امام مظلوم - تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 7:37
از وقتی که فهمیدم امام یعنی چی و چهارده معصوم رو تونستم نام ببرم همیشه فکر می کردم این بزرگواران چقدر مظلوم وغریب بودند، اونم تو سرزمین ومملکت خودشون برای همین حساب امام رضا رو جدا از بقیه می دونستم اما بعد از مدتی که گذشت نظرم تغییر پیدا کرد، این بار امام علی و مظلوم دونستم با اون سیلی ک به خانم ف